آنيتاآنيتا، تا این لحظه: 15 سال و 4 ماه و 22 روز سن داره

آنيتا ثمره عشق مامان و بابا (آنیتا فرشته ای از جنس آسمان)

بدون شرح

1392/9/3 16:20
نویسنده : شهرزاد
545 بازدید
اشتراک گذاری

بعضی وقتا

تو باید چشمت رو

رو همه چیز ببندی

اصلا کی  گفته ما باید برای همه ادمهای دور و برمون دلسوزی کنیم

چرا ؟

اگه ما به فکرشون نباشیم

یعنی اونا نمیتونن تصمیم درست تو زندگیشون بگیرن؟تو باید به همه ادما کمک کنی تا تصمیم درست بگیرن؟وقتی خودشون نمیخوان چرا خودت رو اذیت میکنی؟

 

 

 

 

 

 

 

 

 

اینا مکالمه ی دیشب من با خودم بود

درسته که من رشته تحصیلی ام ارتباطات هست

اما کارم مشاوره و مددکاری در کنار یه بخش دیگه است

این همه ادمهایی که رشته تحصیلیشون بوده ولی خودم دیدم که اصلا درست راهنمایی نمیکنن و به معنای واقعی فقط درس پاس کردن

و من بخاطر تجربه ای که دارم حسابی مغرور هستم و خودم هم اعتراف میکنم

البته این غرور بخاطر موردهای موفقی هست که تو این کارنامه دارم

از کسی انتظاری ندارم که منو باور کنه

خدا خودش شاهد هست ولی وقتی اشتباهی رو میبینم نمیتونم ساکت بنشینم

هفت سالی هست که تواین کار هستم

 و به نظر خودم مو سفید کردم

و اما داستان این مکالمات دیشبم بخاطر:

یک ماهه که خواهر شوهرم با شوهرش قهرکرده و داستان های دادگاه رو شروع کرده

دیروز که شوهرش زنگ زد به من

با اینکه دوست نداشتم دخالت کنم

اما با توجه به کارم تصمیم گرفتم تلاش کنم تا با مونا تو فضای خارج ازخونه مادرشوهرم و تو اداره

باهاش صحبت کنم و براش حتی از کلینیک مشاوره خودمون وقت گرفتم

به بهانه میکاپ یه مددجو ازش خواستم فردا بیاد محل کارم

ولی کنسل کرد

تصمیم گرفتم تلفنی باهاش حرف بزنم

اما چشمتون روز بد نبینه که بعد تلفن مادرشوهرم نمیدونم چی به شهرام گفت که شهرام حسابی بهم ریخت

وقتی شهرام با دست تو صورت خودش کوبید

من فقط گریه میکردم که من مگه چی گفتم

اینکه ادمها سعی میکنن نظرشون رو به دیگری مخصوصا مادرها  (قابل توجه خودم و همه مادرا)به بچه هاشون تحمیل کنن اینجاستا

شب با غصه فراوووون ،با چشمان خیس،دور از مشکلات خودم گریه کردم ،شهرام پشتش رو به من کرد و خوابید

با اینکه

دیروز موقع رانندگی اصلا متوجه نشدم کی رسیدم

از کدوم مسیر اومدم

از بس دلم برای مونا و زندگیش میسوخت

وشب

 

به این نتیجه رسیدم:

برای غریبه هزار کار بکن

اما برای آشنا نه دل بسوزون نه قدمی بردار که تو

همیشه محکومی

این چندوقته حسابی خودمو مشغول کار کردم چون بخاطر شرایط آنیتا چندوقتی بود حوصله کار مددکاریم رو نداشتم و بیشتر به بخش دیگه کارم که رفاه و توسعه گردشگری بود میرسیدم

حسابی تو کار مددجو هام فرورفتم

تلاشم براینه که

گره از کار مردم بازکنم

دل خدا و رضایتش رو به دست بیارم

نه بخاطر نظر به آنیتا

به خاطر رضایت خدای خودم از خودم

این حس خیلی قشنگه

خیلی حال خوبیه

اما وقتی کسانی هستن که تو کاری براشون نمیتونی بکنی دیونه میشی

 

مثل حسین

پسر 21 ساله ای که پدرش ورشکست شده و توزندانه

احسان برادرش 16 ساله و مبتلا به صرع تو بهزیستی

برادر 6 ساله دیگه هم اینگار بهزیستی به خانواده ای داده چون هرچقدر پیگیری کرده نتیجه نداشته

و مادری که تو یکی از مراکز روانی تحت درمانه

این خانواده مدت یکسال هست که کاملا از هم پاشیده شده

حسین شبها تو گرمخانه ای که متعلق به معتاد هاس میخوابه و خداروشکر فعلا مصرف کننده مواد نشده

یه کارهایی براش کردم

اما دارم پول جمع میکنم از خیرین تا براش یه خونه اجاره کنم

این بچه خیلی داغونه خیلی

 برام دعا کنید دوستان

دعا کنید بتونم براش 3 میلیون جمع کنم تا زودتر خونه بگیرم

 

خاطرات کارم رو باید یه کتاب کنم و بنویسم

شاید ادمهایی که گرفتارن مثل من ،با خوندن و دانستن مشکلات بقیه بفهمن چقدر مشکلاتشون کوچیکه

 

آنیتای من

خیلی نازه

من دیگه سپردمش به خالقش

هر چی خودش بخواد

معنای کامل توکل به خدا

و خودم هم همش به طبیعت انرژی مثبت میدم تا انرژی مثبت بگیرم

اما

حال روحم خرابه و سعی میکنم به روی خودم نیارم

چندوقتی هم هست زدم تو کار شیرینی پزی و خودم رو تو خونه مشغول میکنم

خیلی لذت بخشه

 

ارشد هم ثبت نام کردم ولی هیچی نخوندم

کلاسهای دانشگاهم رو هم کم و بیش میرم و پیگیرم فقط باید زمان بزارم بخونم تا برای شب امتحان نمونه

 

حال شهرام هم بدک نیست یه مقدار نسبت به گذشته بهتره

اما خیلی هم خوب نیست و باید تحت درمان روانپزشک باشه

 

و درآخر

خدایی دارم

بزرگ و مهربان

به او میسپارمت که او دانای دانا ،توانای تواناست.

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (22)

مامان
3 آذر 92 19:03
باسلام وآرزوی موفقیت برای تو دوست خوبم.اگه حوصله و وقت داشتی به منم سری بزن.خوشحال میشم.
شهرزاد
پاسخ
چشم عزیزم مرسی
فرناز خاله آرسن جون
3 آذر 92 21:35
سلام خوبین؟دیشب بودکه اتفاقی با وبلاگ انیتا جون آشنا شدم دیشب تونستم بعضی صفحات وبلاگ رو بخونم موقع خوندن هر صفحه اش بی اختیار اشکهام جاری میشد همش خودمو جای شما میذاشتم درسته من هنوز ازدواج نکردم و مادرم نیستم اما میتونستم حس کنم دیشب از شدت ناراحتی نتونستم چیزی بنویسم تا خود صبح همش فکر کردم نمیدونستم فردا که میام پیام بذارم چی بنویسم چه جوری دلداریتون بدم تا اینکه امروز فهمیدم خودتون مشاورین اما هر صفحه رو که میخوندم میدیدم که ما چقدر عاجزیم در مقابل مادری مثل شما واقعا به اون صبرتون به اون شکرگزاری تون غبطه خوردم فهمیدم خدا چقدر شمارو دوست داره چقدر بنده بزرگواری هستین که خدا با این امتحان میکنه و امتحان ما چقدر کوچیکه در قبال شما یه خانومی هست اهل تصوف اون حرف جالبی میگفت یه روزی یکی هر روز خدا بهش غم و غصه میداده اما این همیشه لبخند میزده به مشکلات و اصلا ناله زاری نمیکرده تا اینکه میان میببن این گریه میکنه میگن در قبال اونهمه سختی تو گریه نکردی الان چرا اینجوری هستی ؟میگه آخه خدا امروز سلامش رو از من دریغ کرد اون مشکلات رو به عنوان سلام خدا میدونسته الانم شما مادر نمونه پذیرای سلام به این خوبی هستی باید دستای گل شمارو بوسید من نمیگم منی که اینارو تجربه نکردم نوشتنش برام اسونه میدونم خیلی سخته ولی میدونم که شما اونقدر بزرگوارین که با سربلندی از این امتحان قبول میشین و نمیگین چرا من ؟چون مطمینم اینو حکمتش میدونین و خدا معجزه اش رو هم نشون میده همه چی دست خداست هیچوقت صبر و توکلتون رو از دست ندین انیتا یه روزی مادر میگه از این مطمنم همیشه دعاگو خواهم بود راستی من میخوام آنیتا جون رو جز دوستای آرسن بکنم البته خواستم اجازه بگیرم ازتون فداااااااااااای دل مهربونتون
شهرزاد
پاسخ
عزیزم سلام از اینکه اینقدر با احساس و مهربونانه برام نظر گذاشتی ممنونم یه حسی بهم میگه ادم به این مهربونی میتونه یه سرنوشت خوب داشته باشه امیدوارم برات هر چی خوبی هست رقم بخوره امیدوارم ما هم به خوبی تو این امتحان قبول بشیم میدونی گلم وقتی مادری وقتی بچه ات یهو افت شدید کنه وقتی نتونه حتی با چیزی بازی کنه و دستش بگیره حتی نگاه مستقیم بچه ات رو محروم باشی یه موقع هایی ممکنه با این شرایط دیگه دوام نیاری خیلی سخته دوستم حس کردن قسمتی از زندگی که میتونست حقت باشه و نیست در ضمن شما صاحب اختیاری.
مریم
4 آذر 92 8:33
سلام فقط یه چیز میگم اونهم اینکه تو آخرشییییییییییییییییی
شهرزاد
پاسخ
مخلصیم
منا مامان الینا
4 آذر 92 9:04
شهرزادم شهرزادم شهرزاد نازنینم خوندن این پستت یه حس خوب یه انرژی خوب به من داد نمیدونی چقد از داشتن دوست خوب با دلی به بزرگی آسمون که میدونم سنگ صبورا خیلیا هستی، خوشحالم شهرزاد این حس و حالت رو حفظ کن تلاشت را بیشتر کن به زندگی لبخند بزن تا دنیا هم بهت بخنده یکی مثل من و یکی مثل تو فقط با قوت قلب و انرژی مثبت میتونیم روی پای خودمون بایستیم ، وقتی کسی کنارت نباشه که بتونی بهش تکیه کنی خودت باید دست به کار بشی و خودت به تنهایی باید روی پاهات وایسی خوبه که راهش را پیدا کردی همین راه رو برو مطمئن باش به اوج میرسی توکلت را بیشتر کن خدا هوای فرشته کوچولوهاش را داره آنیتای عزیز و نازم را ببوس و مراقب بابا شهرام مهربون باش انشالله اونم به زودی راه درستش را پیدا میکنه
شهرزاد
پاسخ
اره عزیزم ما ها خیلی باید حواسمون به خودمون باشه ولی یه موقع هایی دلم منا از بابت این همه سنگینی و تنهایی میگیره دیشب رفتم دکتر اومدم خونه شهرام آمپول هیدروکورتیزون برام زد چند دقیقه بعد لنگون بلند شدم رفتم پای ظرفشویی با خودم که فکر میکنم میبینم چقدر مادر و زن تو خونه ازخودش باید بزنه فقط خدا کنه خدا کنه مردا متوجه بشن ما چقدر برای زندگی مایه میذاریم انشالله دلت شاد باشه دوستم خیلی دوست دارم بوس بوس
مامان یاسمن و محمد پارسا
4 آذر 92 10:54
وای چی بگم از دست ادمهای که محبت دیگران به خودشون را بد می بینند و وظیفه دو ربریا که فقط جانب اونا باشند و بس افرین به اراده مامان مهربون و خوب عزیزم بهترین کارو کردی خدا خودش نگهدار انیتای خوشگلم باشه
شهرزاد
پاسخ
مرسی به قول اون فیلمه خوار گلم
مامان کیانا
5 آذر 92 9:30
سلام عزیزم مدتی هست که دلنوشته هات رو می خونم ولی تا حالا برات کامنت نذاشته بودم به خاطر اینکه وقتی نوشته هات رو می خوندم خیلی دلم می گرفت و دیگه نمی تونستم چیزی بگم و گاهی هم واقعا حرفی برای گفتن نداشتم که بتونم ذره ای از دردهات رو کم کنم . اما الان که این پستت رو خوندم خیلی خیلی ناراحت شدم ، گاهی اوقات ما آدم ها میام ثواب کنیم ولی کباب می شیم برای خود من هم بارها از این اتفاقات افتاده . امیدوارم همیشه زندگی بر کامتون باشه و بر وفق مرادتون بچرخه آنیتای گلم رو ببوس
شهرزاد
پاسخ
سلام عزیز دلم ممنونم ازت عشقم همینکه یادمون باشی برامون دعا کنی یه دنیا ارزشمنده ببین دوستم برای آشنا و فامیل هرکی کاری کنی کبابی اما برای غریبه تا حالا برام خداروشکر این اتفاق نیفتاده ممنون روی ماهتو میبوسیم
مامان شمیم
5 آذر 92 11:50
سلام هرچی میومدم بهت سرمیزدم میدیدم فقط از غم و ناراحتی می گی خیلی ناراحت می شدم ولی امروز که نوشته بودی به خدا توکل کردی و دخترتو به خدا سپردی و جهت سرگرمیت یه کارایی کردی خیلی خوشحال شدم. ان شالله که همیشه دلت خوش باشه حتی اگه دنیا بات خوش نباشه.
شهرزاد
پاسخ
اره خیلی خوبه ولی شمیم جون خیلی سخته دیروز سرنماز داشتم به آنیتا نگاه میکردم و زیارت عاشورا میخوندم و گریه میکردم همش چهره حسین که نوشتم اوضاعشو جلو چشمم بود.
مامان مارال دون
5 آذر 92 13:15
چقدر خوب که دل به کارهای دیگه هم دادی ؛ خیلی برات این موردت خوشحالم. مامانی تو کارهای خانواده شوهر هر چقدر مثل بیگانه بمونی برا خودت خیلی خوبه . راستی شیرینی خوب بلدی برا ما هم توضیحش رو بذاری ممنون میشم.
شهرزاد
پاسخ
اره عزیزم کاملا درست گفتی حتما میذارم اتفاقا خیلی هم خوشمزه شده بود
ميترا
6 آذر 92 11:11
سلام. فقط ميتونم بگم بغض تو گلومه. اشك تو چشمام... خيلي زن بزرگواري هستي. اميدوارم دخترت بهبودي كامل پيدا كنه... ميفهمم هر لحظه كناز تكه وجود بودن و ترس نبودنش يعني چه!!!! چون تجربه كرده ام!!! اما ْآفرين به توكل روحيه شما.. معني بهشت زير پاي مادران است رو اينجاها حس ميكنم!!!
شهرزاد
پاسخ
خدا برای هیچ مادری نیاره فقط همین
انا
6 آذر 92 23:38
شهرزاد از كي متوجه مشكل انيتا شدييي؟ شهرزاد من ميدونم انيتا خوب ميشه اينو از ته قلبم ميگم و از اعماق وجودم براش دعا كردم من هرچيزيو اينجوري از خدا بخوام بهم ميده من مطمئنم كه خوب ميشهههههه
شهرزاد
پاسخ
عزیزم قربونت برم اینقدر با محبت نوشتی انشالله که دختر ما به دعای شما خوب بشه من از یکسالگی فهمیدم و آنیتا خیلی خوب شده بود یهو اینجوری شد.
فرناز خاله آرسن جون
7 آذر 92 13:51
ممنون شهرازد جان بابت پیام قشنگت ،خدا معجزه هاشو وقتی نشون میده که ادم فکرشم رو نمیتونه بکنه اگه خدا یه مشکلی میده در قبالش یه پاداشی هم میده امیدوار باید باشیم میدونم سخته آدم عزیزترینش پاره تنش مریض باشه و نتونه واسش کاری بکنی اما تو قلبت اونقدر بزرگه اون مهر مادریت رو طوری نشون آنتیا میدی که من میدونم قلب کوچیک اون فرشته کوچولو اینو حس میکنه و میدونه که مادرش با محبتش اونو خوب میکنه من به عینه دیدم بچه هایی که مشکل شدید تر از اینها رو داشتن الان موفقترین آدمهای روی زمینن راستی ممنون میشم تاریخ تولد انیتا جون رو برام پست کنین فدای دل مهربونت شهرزاد جون
شهرزاد
پاسخ
مرسی گلم تو خیلی به ما لطف داری برای آنیتا دعا کن دعا کن این بچه هم بتونه مثل بقیه بچه ها از زندگی لذت ببره بازی کنه بدون دارو بدون بیحالی خیلی سخته یه موقع هایی وقتی فکر میکنم خودمم باورم نمیشه من اینچنین اوضاعی رو دارم اما واقعیت رو باید قبول کرد هیج کاریشم نمیشه کرد.چشم گلم برات میذارم
مامان تینا
7 آذر 92 15:54
تو خوبی میکنو در دجله انداز که ایزد در بیابانت دهد باز دقیقا این پستت برای من این معنی رو میداد موفق باشی دوستم
شهرزاد
پاسخ
هی مرسی عزیزم
بابا محمد
9 آذر 92 12:05
سلام من و چشم سیاه برای آنیتا دعا میکنیم شما هم برای محیای ما دعا کن
شهرزاد
پاسخ
سلام مرسی شما لطف دارید آقای پدر من اخر نفهمیدم مشکل چشم سیاه شما چیه؟
کاردرمانگر
9 آذر 92 21:44
سلام من دانشجوی کاردرمانی هستم میشه بپرسم مشکل آنیتا جون چیه؟
شهرزاد
پاسخ
سلام عزیزم آنیتا به دلیل خوردن داروهای زیاد و امتحان کردن مکرر داروها توانایی های حرکتی اش رو از دست داد الان مجدد کاردرمانی میره انیتا بهمن ماه سال گذشته مبتلا به تشنج های مقاوم به درمان شد.
محبوبه مامان ترنم
10 آذر 92 9:33
سلام شهرزاد جون. خدا را شکر که حالت خوبه. حتما این انرژی مثبتت روی آنیتا هم تاثیر می ذاره. الهی که همین زودیها خبر بهبودیش رو به ما بدی. الهی که مشکل خواهر شوهرت هم حل بشه. مهم اینه که تو خواستی خوبی کنی و خدا باید ببینه که دیده. برایت لحظه های شاد و شاد و شاد همراه آنیتای عزیزم و همسرت ارزو می کنم.
شهرزاد
پاسخ
سلام عزیزم خوبی؟ مرسی محبوبه جان انشالله خدا دلتو شاد کنه راضیم به رضای خدا همینکه نورش تو دلم روشنه جای بسی خوشحالیست.
الهام مامان علیرضا
13 آذر 92 18:01
شهرزاد عزیزم شک ندارم که این لطف خدا بود و امام حسین که بهت کمک کرد روحیۀ از دست رفته ات برگرده نگران خلایق نباش که خدا خودش همه چی رو می بینه و از نیت خیرت با خبره شک نکن که آنیتا هم ازت انرژی می گیره توکل کن
شهرزاد
پاسخ
اره عزیزم واقعا کمک خدا و امام حسینه. انشالله خدا خودش کمک همه کنه.
الهام مامان علیرضا
13 آذر 92 18:02
در ضمن تونستی پولی جمع کنی برای اون آقا؟ بازم نیازی هست؟ بهم خبر بده.
شهرزاد
پاسخ
گلم دوربین مخفیه ببینم نکنه توام از اونایی هستی که خیر شدی ؟
elnnaz
15 آذر 92 20:53
to ensane khubi hasti va khoda dustet dare kash hame mesle to budan hich vaght khodato vel nakon khodaye to kheli mehrabune
شهرزاد
پاسخ
مرسی عزیزم اوههههههه دوستم چقدر منو تحویل گرفتی بوس بوس
مژده مامی آنیتا
15 آذر 92 23:03
عزیزم بعضی از آدما ارزش محبت و دلسوزی رو نمیفهمن و بهتره نسبت بهشون بی تفاوت باشی امیدوارم تو کارت و تو مادری واسه دخترکت همیشه موفق باشی عزیزم زندگیت به شیرینی کیکها و شکلاتایی ک درست میکنی گلم.
شهرزاد
پاسخ
سلام عزیزم خوبی ؟ ای بابا چی بگم والا قربونت بوس بوس
الهام مامان علیرضا
25 آذر 92 18:33
دوربین مخفی؟ منظورم برای اون آقا بود که میخواستی سه تومن براش جور کنی
شهرزاد
پاسخ
ای شیطون بلا.
سیما
25 آذر 92 20:14
دوست خوبم خیلی خوشحالم که برای خودت سرگرمی پیدا کردی بعد از کلی وقت خوندن این پستت و فهمیدن اینکه حالت بهتره،خوشحالم کرد امیدوارم که خیلی زود دلت از تمام غصه ها خالی شه در ضمن منم دلم میخواد تو جمع کردن پول برا اون پسر که گفتی کمک کنم لطفا راهش رو واسم ایمیل کن.یا همینجا میام میخونم بوس
شهرزاد
پاسخ
اره عزیزم یه خورده حالم بهتره چاره ای ندارم همسرم که داروهای اعصابش شروع شده و آنیتا هم که اینجوری من وقتی این دوتارو میبینم مثل شمع اب میشم ولی هیچ کاری نمیتونم بکنم تنها کارم دعا ست و سعی میکنم همش خودمو شاد نشون بدم تا حال این دونفر هم خوب بشه. در مورد حسین هم اگه خواستی میتونی بیا اداره ما هم ببینیش یا اینکه برای من کارت به کارت کنی.اگه بتونی بیای بیشتر خوشحال میشم.
هانیه مامان دریا
4 دی 92 12:50
روحیه ت ستودنیه اینکه تو شرایط سخت باشی و بتونی اینجوری حرف بزنی و عمل کنی سخته کار هر کسی نیست وگرنه تو شرایط عادی همه علامه و سخنران میشن خدا بهت توان و انرزی بده
شهرزاد
پاسخ
مرسی عزیزم اما واقعا شرایط سختیه انشالله بتونم همینجوری بمونم برام خیلی دعا کن از انرژی مثبتت هم ممنون